Menu
Tel:+98 21 88394167
Email : info[at]radsa.ir

Email : info[at]radsa.ir      Tel:+98 25 37731517

وبلاگ

توهم هوش، بحران عقل

اگر آدم حساسی هستید این متن را نخوانید!

شاید این جملات را زیاد شنیده باشید: "بچه ی من تو این سن خیلی خوب با گوشی آشناست" یا "وقتی من خوابم یواشکی گوشی رو بر میداره وقفلش رو باز میکنه و بازی هارو اجرا میکنه" و یا حتی "بچه ی من کارهایی بلده با گوشی انجام بده که من بلد نیستم". والدین این روز ها با مقایسه ی برخی از رفتارها و روزمرگی های فرزندانشان با دوره ی کودکی خود دچار شگفتی می شوند و گاها به این تفاوت می بالند و فخر می فروشند. اما آنها اشتباه می کنند!

بچه های امروز فقط خیلی می دانند! آنها چیز هایی را می دانند که اگر ندانند بهتر است! امروزه همه جا فهرست هایی از بیشترین درآمد های آینده را می بینم. در عموم این فهرست ها رتبه های اول لیست پر درآمد ترین مشاغل، معمولا متعلق به طراحان تجربه ی کاربری، برنامه نویسان و چند شغل مدرن دیگر است. اما متاسفانه باید این پیشگویی را انجام دهم که  بیشترین درآمد در نسل بعد مختص روانشناسان و روانپزشکان خواهد بود. اظهار تاسفم از درآمد بالا و پولدار شدن این قشر محترم و زحمتکش نیست. تاسفم بر این است که تعداد مشتریان آنها بسیار زیاد خواهند شد. روان کودکان امروز، در معرض آسیب است. بخش های مهمی از شخصیت آن ها تکمیل نخواهد شد و بخش هایی از روان و شخصیت آنها زودتر از موعد رشد خواهد کرد. مقصر اصلی کیست ؟ خانواده ؟ جامعه؟ حاکمیت؟ این تنها تصور ماست که اگر دسترسی آنها را به همه چیز باز بگذاریم و هر آنچه خود در کودکی از آن محروم بودیم، اکنون در اختیار فرزندمان قرار دهیم او عاقل تر و قوی تر بار خواهد آمد. آزادی هایی که گاها کودکان و نوجوانان را در معرض خطرات بزرگی قرار می دهد. مخاطراتی که اثرات آن شاید مانند در اختیار گذاشتن مواد مخدر عینیت در زمان حال نداشته باشند و ما از آنها احساس خطر نکنیم، لیکن در آینده ضرر های جبران ناپذیری بر سلامت فرزندانمان خواهند گذاشت. آزادی هایی که منجر به دسترسی –حتی ناخواسته – کودکان به محتوا های جنسی می شوند از این قبیل هستند.

دیدن صحنه های جنسی هیچ گاه به تکمیل عقل فرزندان ما منجر نخواهد شد. در جوامع شرقی به دلیل شرایط فرهنگی، این محتوا ها تقبیح شده اند. در مقایسه ی وضع اقتصادی و برخی حواشی موجود در این جوامع با شرایط اقتصادی، اجتماعی و آزادی های موجود در کشور های غربی، این توهم ایجاد می شود که چون غربی ها مسائل جنسی را در دسترس دارند و اصولا چون در غرب، آزادی جنبه های مختلف زندگی همه انسان ها را در بر می گیرد و کودکان آن ها در آزادی موجود این مسائل را خوب درک میکنند، بنابر این در ارتباطات آینده مشکلی نخواهند داشت. البته که این تصور غلط است! شخصا معتقدم این مساله نکته ی مثبتی است که در جوامع غربی آموزش صحیح مسائل جنسی از همان کودکی به فرزندان آغاز می شود اما این آموزش در اجرا، خود دچار مشکلاتی است و عقلای غربی هم به شیوه های انجام آن، نقد های جدی دارند. آنها مدام تأکید می کنند که همین آموزش هم بایستی با وسواس انجام شود. در محتوا های آموزشی آنها قواعدی هستند که تاکید می کنند این آموزش نباید به مواجهه ی کودک با صحنه های جنسی تحریک کننده منجر شود.

متاسفانه امروزه با آزادی هایی که والدین عزیز در کشور ما، تحت عنوان محدود نکردن کودک و اعطای فضای رشد عقلی به او می دهند، دسترسی کودک خود را به این مطالب آزاد نموده اند بدون توجه به این مساله که چه خطر بزرگی دلبندشان را در درجه ی اول، خانواده را در درجه ی دوم و جامعه را در گام بعد تهدید می کند. مدتی قبل مطلبی درباره مصاحبه ی بیل گیتس با یک نشریه را خواندم که در آن از وی سوال شده بود : "دسترسی فرزندان شما به تجهیزات و ابزار های ارتباطی چگونه است؟" وی در پاسخ گفته بود : "کودکان من تا سنین نوجوانی حق ندارند تبلت یا گوشی داشته باشند!".

بسیار خوب ! بحث به مسائل تربیتی و روانشناسی کشید و من نمی خواهم در این مسائل بیش از این ورود کنم چون نه دانش آن را دارم و نه هدفم از این نوشته ورود به این مسائل است. به گلایه ی اول خودم بر می گردم. من به عنوان یک کارآفرین امروز در جامعه در دسترسی به نیروی کار جوان پر انگیزه، فعال، متخصص و با گرایش زیاد به فعالیت گروهی مشکل دارم و داده ها و مشاهدات به من خبر می دهند این مشکل در آینده بدتر هم خواهد شد. در این نوشته بیشتر هدفم بیان دو مساله زیر است. مساله اول بحران رشد شخصیتی است که در تناقض اعطای آزادی عمل به فرزند در جایی که باید بیشتر مراقب او باشیم و بالعکس محدود کردن او در جایی که بایستی او را آزادتر بگذاریم، به وجود آمده است. مساله دوم کمتر شدن تجربه گرایی و فعالیت گروهی در فرزندان است.

کمال عقل از تجربه حاصل می شود

آنچه از لزوم کنترل بیشتر بر آزادی های فرزندانمان گفتیم مطمئنا اهمیت تجربه را منکر نمی شود. کمال عقل از تجربه حاصل می شود. اما تجربه ای که در مسیر درست و توسط آنچه که به کار می آید حاصل شود. کودکان و نوجوانان باید از همان دوران آموزش اولیه و حتی قبل از آن، در خانه به انجام فعالیت گروهی تشویق و حتی مجبور شوند. هم تنبیه ها گروهی باشد و هم تشویق ها و پاداش ها به افراد گروه داده شود.

والدین به جای اینکه راضی به ماندن فرزندشان در منزل مشغول بازی و کار مداوم با لپ تاپ و تبلت و سایر سرگرمی های الکترونیکی پیش چشمان شان باشند - خوشحال از اینکه از خطرات بیرون از خانه دور است - مراقب آسیب های این اسب تروا باشند که باعث می شود شخصیت اجتماعی کودکشان آسیب ببیند و خوب رشد نکند. آسیب ها به همین رشد نکردن محدود نیست چرا که تحقیقات نشان می دهد نوجوانانی که بیشتر با سرگرمی های کامپیوتری مشغول هستند خشم بیشتری از خود بروز می دهند و ناسازگاری بیشتری پیدا می کنند، مضاف بر اینکه تمایل به گوشه گیری در آنها بیشتر بوده و به مرور منزوی می شوند.

امروزه فرزندان ما در همکاری تیمی بسیار مشکل دارند و خبر بد اینکه با ادامه این روش ها اوضاع بدتر هم خواهد شد. از زمانی که شرکت رادصا را بنیان گذاشتم و حتی قبل تر از آن در همکاری با شرکت های دیگر، جذب نیرو های جوان و با استعداد را مهمترین بخش برنامه های کاری خود دانسته ام. بزرگترین مشکلی که در این مسیر همیشه با آن دست به گریبان بوده ام این بوده که فارغ التحصیلان دانشگاهی بیست و یکی دو ساله که بایستی پرانگیزه، فعال و توانمند در مهارت های گروهی باشند در قرارگیری در جایگاه مناسب خود در تیم و ارتباط موثر با هم گروهی ها مشکلات زیادی دارند. این ضعف را با تمام وجود در آنها حس می کنم و معتقدم سیستم آموزش ما و خانواده ها در این زمینه بسیار بد عمل کرده اند. سیستم آموزش ما از یک سو مقصر این وضع است چرا که از همان ابتدا تکیه روی فرد و شاگرد اول و دوم و سوم نموده و این فرد گرایی را تا آنجا پیش میبرد که تمام آمال و آرزوی دانش آموز دبیرستانی ما گذشتن از سد کنکور می شود. مقصر دیگر این وضع، خانواده های ما هستند با شیوه ای  که در پیش گرفته اند که شرح بخشی از اشتباهات آنها در این نوشته آمد. به امید آنکه این دو نهاد حیاتی با درک کامل نقش خود و شرایط پیرامون، بحران رشد شخصیتی و ضعف در کار تیمی و برقراری ارتباط مؤثر در جوانان ما را حل نمایند./تمام

پی نوشت : پیام من در این متن کمی و عددی نیست، یک قضاوت است در مورد گزاره های روز و آمیختن آن ها با اصول علمی روانشناسی اثبات شده.


Print

دسته ها: دل نوشته, آموزشیتعداد نمایش ها: 366

کلمات کلیدی: رادصاتوهم هوشعقلجوانانمتخصصکارآفرینی

حمیدرضا حامدی

حمیدرضا حامدیحمیدرضا حامدی

Founder & Software Architect at Radsa.ir

سایر نوشته ها توسط حمیدرضا حامدی

تماس با نویسنده

2 نظر در مطلب "توهم هوش، بحران عقل" ثبت شده است

15
0

یک معلم

1397/02/19 11:24 ق.ظ

جانا سخن از زبان ما میگوویی


8
0

سید محمد

1397/02/30 01:16 ق.ظ

استاد از این زاویه به مساله نگاه نکرده بودم.جالب بود ممنون

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
Company:
پیام خود را وارد کنید ...
Please solve captcha
x
دی ان ان